تبليغاتX
خپل خان

خپل خان

صفحه ی نخست | آرشيو | پست الکترونیک | خروجی وبلاگ

صبح برف میاد

ظهر آفتاب میشه

شب بارون میاد

 

 


نوشته شده توسط یگانه در ساعت 9:32 AM | لینک ثابت |

موضوع انشا: خارجی ها

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل
I lav u
بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من


نوشته شده توسط یگانه در ساعت 10:33 PM | لینک ثابت |

تصویری از جنین یک اسب که تنها ۱۲ هفته زندگی کرده 


نوشته شده توسط یگانه در ساعت 8:49 PM | لینک ثابت |

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند... 

لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. 

لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! 

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. 

در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. 

مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. 

همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. 

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! 

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! 

مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!! 

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) 

مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: 

من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. 

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...! 

 

نوشته شده توسط یگانه در ساعت 8:42 PM | لینک ثابت |

...

اواخر ماه بهمن بود باد سردی درخت کنار خونه رو خشک کرده بود

با قدم های مردد وارد اتاق شد با حالتی که چیزی را بخواد و ندونه که چطوری بگه  . بر روی تخت نشست و در همان حال یک پایش را تکان میداد

- میشه امشب پهلوی تو بخوابم ؟

از لحن ملتمسش خندم گرفت

گفتم موافقم به شرطه این که پتورو تصاحب نکنی

با این حرف من از جاش بلند شد و دوید تا لباس خوابش و کتاب داستان مورد علاقشو بیاره و بعد اومد و کنار من تو تخت دراز کشید کوچک بود شکننده و شاد

تا چند ماه دیگه ۹ سالش تموم میشد . اونو به خودم فشردم و شروع کردم براش کتاب خوندن که ناگهان پرسید

- زندگی یعنی چی ؟

جواب احمقانه ای بهش دادم

- زندگی لحظه ایست بین وقتی که دنیا میای و وقتی که می میری

- فقط همین ؟

-آره کوچولو ، حالا بخواب

- مرگ چیه ؟

- مرگ . مرگ وقتیه که همه چی تمام میشه و ما دیگه نیستیم

- مثل زمستان ؟ وقتی کهبرگ های درختا میریزد ؟

حرفهای معلمشو میگفت . چه قدر بچه ها زود باورن .

- تقریبا

- ولی عمر یه درخت با زمستان تموم نمیشه . نه ؟ بهار که بیاد درختا دوباره زنده میشن ؟

- ولی برای مردا این طوری نست وقتی مردی مرد دیگه دوباره زنده نمیشه

- پس زنا چی ؟ بچه ها ؟

- اونا هم همین طور.

- این طوری که نمیشه . این درست نیست .

- همه چی درسته مغز فندقی حالا بخواب .

- ولی درست نیست

می خواست مچمو بگیره اونم الان

- بخواب

چند لحظه بعد ...

-دلم میخواد بخوابم ولی نمیشه . حرفاتو قبول ندارم . من فکر میکنم وقتی کسی میمیره مثل درختا تو فصل زمستان که تو بهار دوباره سبز میشن ، اون هم دوباره زنده میشه . پس زندگی غیر از چیزیه که تو گفتی

حالا این فینگیلی هم میخواد برام سخنرانی کنه معلومه معلمش حرفشو خیلی خوب بهش تفهیم کرده

- خوب میدونی ، زندگی چیز دیگه ای هم هست ، اگه بخوای بعدا برات تعریف میکنم اگه الان بخوابی

- چه وقت ؟

- بعدا

.

.

.

درخت کنار خونه دوباره سبز نشد

فینگیلی ما هم دیگه بیدار نشد

حالا ازت میپرسم کوچولو

مرگ رو که دیدی

الان کجایی ؟؟؟

 


نوشته شده توسط یگانه در ساعت 12:32 PM | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


آرشیو مطالب

آخرین پست های وبلاگ

پیوند ها

امکانات

JavaScript Codes
Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ maybeshadow محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ