تبليغاتX
حرف هایی برای نگفتن

حرف هایی برای نگفتن

صفحه ی نخست | آرشيو | پست الکترونیک | خروجی وبلاگ

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه لازم است ولی تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی! در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو . . . او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد. او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود مادر می شود پیر می شود و میمیرد وقرن هاست كه اوعشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش ، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد ، سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند... و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است . . . . .
نوشته شده توسط یگانه در ساعت 2:6 PM | لینک ثابت

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


آرشیو مطالب

آخرین پست های وبلاگ

پیوند ها

امکانات

JavaScript Codes
Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ maybeshadow محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ