|
سه ساله بودم که اولین نمازمو خوندم
درست یادمه
با چادر نماز گلگلیه مام فروغ توی جانمازه باباجون
اون موقع مهم نبود چی بپوشی به چه زبونی بگی و یا حتی چی بگی
مام فروغ میگفت همین که دستتو بالا ببری و بگی خدا جون دوست دارم و متشکرم کافیه
خدارو کلی خوشحال میکنه
ولی من همیشه فکر میکردم من از خدا خوشحال تر میشم
آخه خوشحال کردنه خدا لذته زیادی داشت
تشکر یه کار خوب بود مثل خیلی کارای خوب دیگه
مام فروغ میگفت : یه جای هست که بهترین جای دنیاست دنیا که نه یه جورایی بهترین جاییه که تا حالا درست شده که اگه بری اونجا هرچیزی که بخوای به دست میاری هرکسی رو که دوست داشته باشی کنارت میاد اونجا کلی خوشحالی
من میپرسیدم : چه جوری میررن اونجا
میگفت با کار خوب...
تو بچگی ها دم گربهرو نکشیدن ٬ تو آب ماهیها آبلیمو نریختن ٬اول سلام کردن ٬ لبخند زدن ٬ دروغ نگفتن و حتی نماز خوندن یه کار خوب به حساب میومد
مهم نبود موقع نماز چی بپوشی به چه زبونی بگی و یا حتی چی بگی
مام فروغ میگفت همین که دستتو بالا ببری و بگی خدا جون دوست دارم و متشکرم کافیه
خدارو کلی خوشحال میکنه
اگه نماز نمیخوندی از یه کار خوب عقب میموندی
اکه نماز نمیخوندی دیگه فرصت نداشتی خدارو خوشحال کنی
پس من نماز خوندم چون خدارو خوشحال میکرد نماز اول وقت میخوندم تا اولین کسی باشم که خدارو خوشحال میکنه
تو ۱۰ سالگی دیگه نماز نخوندم
تو ۱۰ سالگی نماز خوندن دیگه یه کار خوب برای رفتن به بهترین جای دنیا نبود
نماز خوندن یه وظیفه شد
وظیفه ای که اگه انجامش نمیدادی درسته میفرستادنت تو آتیشا کنار شیطونا
دیگه نماز خوندن برای خوشحال کردن یه دوست خوب مثل خدا نبود
نماز خوندنا از سره ترس شد ترس از خدایی که همیشه باید ازش ترسید
تو ۱۰ سالگی دیگه نماز نخوندم
الان بعد از ده سال دوباره نماز خوندم نه برای خدا برای مام فروغ ٬ مام فروغی که عاشقش بودم ولی منو برای همیشه ترک کرد
نماز خوندم تا خوشحالش کنم
مام فروغ رفت
به همین راحتی
نه خیلی راحتم نبود کلا سرطان چیزه راحتی نیست
همه میگن زندگی همینه زندگی یعنی به زور از رحمه مادرت بیرونت میکشن مجبورت میکنن به عادتاشون عادت کنی زندگی کنی زندگی کنی زندگی کنی آخرش بمیری تا بهت بگن جنازه
جنازه جنازه جنازه
پ . ن : ۱ . هیچ وقت به مام فروغ نگفتم که خونش برای من همون بهشتی بود که برام به تصویر کشیده بود
الان میخوان بهشتمو خراب کنن میدونی چرا ؟
پول ..
ملکش تو بهترین جای شمرونه بکوبن بسازن کلی پول ازش درمیاد
فقط حیف از اون درختا حیف از اون خاطره ها ...
۲ . کاش خدا همیشه یه دوست میموند تا یه ارباب
دوستی خیلی شیرین تره
۳ . میدونی تا قبل از این که برم مدرسه نمیدونستم جهنم چیه کجاست
جهنمی وجود نداشت
فقط بودن کارای خوب
پایانی : دلم برای همه آبنباتا بستنی یخیا مهربونیاو حتی گوش پیچوندنای مام فروغ تنگ میشه
نوشته شده توسط یگانه در ساعت 7:27 PM |
لینک ثابت |
|